الشيخ أبو الفتوح الرازي
17
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آن ، آنگه بود كه أبو زرارة ، و مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد الدّار به نزديك ايشان رفت و ايشان را قرآن بياموخت . و او اوّل كس بود كه در مدينه نماز جماعت كرد . و از آن پس سعد ( 1 ) معاذ و عمرو بن الجموح و بنو عبد اللَّه الأشهل ( 2 ) ايمان آوردند و جماعتى بسيار از زنان و جوانان . و مصعب بن عمير صاحب رايت رسول بود روز بدر و احد ، و چون مردم به هزيمت بشدند روز احد ، او با رسول - عليه السلام - مقام كرد تا شهيد شد . رسول - عليه السلام - در حقّ او گفت : از او شريفتر مرد ( 3 ) نديدم ، او را به مكّه ديدم ، دو برد قيمتى پوشيده و نعلينى در پاى كرده شراكش از زر ، و دو غلام بر راست و دو غلام بر چپ ، و هر يكى از ايشان قعبى حيس در دست گرفته و مردمان را مىدادند ، و رسول - عليه السلام - چون كسى چيزى از طرايف بهديه پيش او آوردى ، آن براى مصعب بن عمير نگاه مىداشتى ، و خداى تعالى در حق او فرستاد : وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ( 4 ) . او را برادرى بود ( 5 ) - ابو عزيز بن عمير - گفتند ( 6 ) : روز بدر او را به اسيرى بگرفتند ، براى حرمت مصعب دست از او بداشتند ، و گفتند : برو كه راهت گشاده است . گفت : كجا روم ! اگر شما مرا رها كنى ، دگر قوم مرا بگيرند . اين قوم او را بگرفتند و با خانه بردند و بند بر ننهادند ( 7 ) و طعام آوردند او را از نان و خرما ، دست به نان نكرد و خرما بخورد براى آن كه اهل مكه را نان بيش باشد از خرما ، و اهل مدينه را خرما غالب بود بر نان . اين جماعت مصعب را گفتند : برادرت را بگرفتهايم به اسيرى و بند ندارد براى حرمت تو ، گفت : لا و لا ( 8 ) كرامة له ، بندى گران بر ( 9 ) نهى تا اسلام آرد يا فديه كند كه آن حلى كه مادر او دارد ، در همه مكه كس ندارد . او را بند بر نهادند ، چون خود را فديه كرد و برفت روز احد برادر را ديد - مصعب را - گفت : و اللَّه كه من كشم اين را ، و قوام او مىداشت تا فرصت يافت و او را بكشت . خداى تعالى در حق او بفرستاد .
--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم : سعيد بن . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : عبد الأشهل . ( 3 ) . آو ، آج ، بم : مردم ، لب : مردى . ( 4 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 40 و 41 . ( 5 ) . آو ، بم او را . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب : گفتندى . ( 7 ) . اساس : برنهادند ، به قياس با نسخهء مج و مفهوم عبارت در عبارات بعدى ، تصحيح شد . ( 8 ) . آو ، آج ، بم ، لب : و الله . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها او .